حسن ای لعل لبت آب حیات
حسن ای مظهر حُسن و بَرکات
حسن ای جلوه نور اَزَلی
شه دارین، ولیّ بن ولی
حسن ای مظهر اسماء خدا
حسن ای زیب ده عرش علا
دین و قرآن زتو پاینده شده
از تو احکام خدا زنده شده
مظهر نور و صفات کبریایی ای حسن
علت پیدایش ارض و سمائی ای حسن
قدسیان را سیّد و سالار و یار و سروری
خاکیان را مُلتجا و رهنمایی ای حسن
تو گل مینویی و ریحانه باغ بهشت
از جلالت عرش را، زینت فزایی ای حسن
خو حَسن، طینت حسن، ظاهر حسن، باطن حسن
در حقیقت رحمت بیمنتهایی ای حسن
قد حسن، قامت حسن، صورت حسن، سیرت حسن
حَبَّذا آینه ایزد نمایی ای حسن
نیمه ماه مبارک بس شرافت دارد امشب
چون خدا بر بندگان خود عنایت دارد امشب
آسمان سطح زمین را عطر و عنبر بیز کرده
لاجرم با روضه رضوان شباهت دارد امشب
رحمت بیمنتهای دوست میبارد به عالم
بس که خیر و برکت و فیض و سعادت دارد امشب
این شب قدر است یا روز وصال قرب یزدان
بر شب قدر از شرف آری فضیلت دارد امشب
جشن میلاد حسن در عرش اعلا گشته برپا
زین سبب بر لیلةالاسرا شباهت دارد امشب
سیّد خیل جوانان بهشت آمد به دنیا
مرحبا بر سایر شبها سیادت دارد امشب
حق عطا کرده زکوثر گوهری مر بندگان را
زین عطا بر بندگان خویش منت دارد امشب
سلام ای حُسن عالمتاب، ای روح سحر سیما
سلام ای آیه مظلوم، ای غم، سوره زیبا
سلام ای دومین خورشید، ای روشنترین امید
بتاب ای عصمت روشن، بتاب ای عصمت زیبا
میلاد نور مبارک
ماهِ روزه بود و ماهپارهای از ورای ابرها پدید شد
آفریدگار عشق و عقل نیز شادمان از آنچه آفرید شد
مجتبی که شیعه رسول بود، اولین ودیعه بتول بود
از نهاد مرتضی حلول کرد بعد از آن مدینه رو سپید شد
. شد عید حسن که اشرف اعیاد است
ذکر صلوات بهترین اوراد است
شادند اگر جمله محبان، نه عجب
زیرا که دل آل محمد(ص) شاد است
. آیینه ی حق نمای ایزد آمد
روشنگر بزم حی سرمد آمد
در عرش برین فرشتگان می گویند:
میلاد حسن، سبط محمد آمد
خدایا! بحق مولود ماه آمرزش، از تمام گناهان ما بگذر/ آمین.
ای شیعه، زمان فخر و عزت آمد
چون یوسف اهل بیت عصمت آمد
او سبط محمد است و فرزند علی
یعنی که کریم آل عترت آمد
نوری ز حریم مرتضی آمده است
با حلم و وقار مصطفی آمده است
فرمان اجابت دعا در این ماه
از یمن قدوم مجتبی آمده است.
. ماه مهمانی خدا، میلاد کریم اهل بیت(ع)، و لحظه ناب افطار = اجابت دعا به توان سه
شادی عیدانه تان افزایشی، و التماس دعا سفارشی!
ماه رحمت، سفره اش گسترده شد
زنده از فیضش جهان مرده شد
آسمان پر گشته از شادی و شور
آمده از لطف حق میلاد نور
*ولادت باسعادت ماه تابان ماه خدا، امام حسن مجتبی مبارک*
امشب علی و فاطمه لبخند میزنند
پیوسته بوسه بر رخ فرزند می زنند
این سبط مصطفی است به دامان دخترش
این زاده علی است فرا دست همسرش
این روح فاطمه است که بگرفته در برش
این طفل مجتبی است در آغوش مادرش
این حاصل تلاقی دو بهر رحمت است
در یم ولایت و دریای عصمت است
خـتــر خـتــم رســولان پـــســـری آورده اســـت
کـه جـمـالـش حـسـن و نـام نـکـویش حسن است
ســروی آزاد عــیـــان گـشـتـه کــه از خـرمیـش
جـلـوه ی بـاغ بـهـشـت است و صفای چمن است
شـهــر یـثـرب شـده فـرخـنـده ز مـیــلاد حــســن
وز تـجـلـی رخ او بـر مـه و خور طعنه زن است
تـهـنــیـت گــوی مــلائــک بــزمــیــن آمـــده انـد
که فضا خوش نفس از مشگ و عبیر ختن است
شـیــعــیــان شــاد و فـرحـنـاک ز مـولـود حسن
شادمان خاطـر سرگشته ی هر مرد و زن است
صـبــر ایــوب فــرامـوش شــد از خــاطــره هــا
دیـده ی خـلـق جـهـان خـیره به صبر حسن است
پـســر فــاطــمـه از مــهــر بــه یــاران نـظــری
دیـده هـا سـوی تـو ای دلـبـر شیرین سخن است
تـو «حـیاـتی» چه غـم از وحشت محشـر داری
کـه حـسـن روز جـزا دافـــع رنـج و مـحـن اسـت
گل های قلبم را نثارتان می کنم.
هر آنچه شادی دارم با گلدسته های شهرم
با نفس های گرم و مهربانِ مردمم
در این روز قشنگ به شما تقدیم می کنم
اگر روزی می شد. به ملاقات شما می آمدم
. اخلاص و کنیزی ام را با عطر و بوی مسلمانی و عطر معرفت شیعه بودنم
که مرهون بزرگواری و محبت باطنی شما به من است
در خاک بقیع مطهرتان نثار می کردم
. کاش می شد روزی آن حصار های دشمنی را از کنار مزارتان جمع می کردم
و به جای آن اشک های چشمانم را با هر چه در وجودم بود نثار خاک مقدس شما می کردم.
آن روز دیگر به جرم شیعه بودن کنار مقبرة شما با حسرت به مکان دفنتان نگاه نمی کردند
غربتتان در بقیع در جوار حرم مطهر حضرت محمد- صلی الله علیه و آله و سلم
و در کنار مقبره های سه امام بزرگواردیگر نمایانگر تنهایی شماست
و من سعی می کنم با تحصیل معرفت واقعی شما به خودم و عزیزانم جبران کنم
حسن ای لعل لبت آب حیات
حسن ای مظهر حُسن و بَرکات
حسن ای جلوه نور اَزَلی
شه دارین، ولیّ بن ولی
حسن ای مظهر اسماء خدا
حسن ای زیب ده عرش علا
دین و قرآن زتو پاینده شده
از تو احکام خدا زنده شده
مظهر نور و صفات کبریایی ای حسن
علت پیدایش ارض و سمائی ای حسن
قدسیان را سیّد و سالار و یار و سروری
خاکیان را مُلتجا و رهنمایی ای حسن
تو گل مینویی و ریحانه باغ بهشت
از جلالت عرش را، زینت فزایی ای حسن
خو حَسن، طینت حسن، ظاهر حسن، باطن حسن
در حقیقت رحمت بیمنتهایی ای حسن
قد حسن، قامت حسن، صورت حسن، سیرت حسن
حَبَّذا آینه ایزد نمایی ای حسن
نیمه ماه مبارک بس شرافت دارد امشب
چون خدا بر بندگان خود عنایت دارد امشب
آسمان سطح زمین را عطر و عنبر بیز کرده
لاجرم با روضه رضوان شباهت دارد امشب
رحمت بیمنتهای دوست میبارد به عالم
بس که خیر و برکت و فیض و سعادت دارد امشب
این شب قدر است یا روز وصال قرب یزدان
بر شب قدر از شرف آری فضیلت دارد امشب
جشن میلاد حسن در عرش اعلا گشته برپا
زین سبب بر لیلةالاسرا شباهت دارد امشب
سیّد خیل جوانان بهشت آمد به دنیا
مرحبا بر سایر شبها سیادت دارد امشب
حق عطا کرده زکوثر گوهری مر بندگان را
زین عطا بر بندگان خویش منت دارد امشب
سلام ای حُسن عالمتاب، ای روح سحر سیما
سلام ای آیه مظلوم، ای غم، سوره زیبا
سلام ای دومین خورشید، ای روشنترین امید
بتاب ای عصمت روشن، بتاب ای عصمت زیبا
میلاد نور مبارک
ماهِ روزه بود و ماهپارهای از ورای ابرها پدید شد
آفریدگار عشق و عقل نیز شادمان از آنچه آفرید شد
مجتبی که شیعه رسول بود، اولین ودیعه بتول بود
از نهاد مرتضی حلول کرد بعد از آن مدینه رو سپید شد
. شد عید حسن که اشرف اعیاد است
ذکر صلوات بهترین اوراد است
شادند اگر جمله محبان، نه عجب
زیرا که دل آل محمد(ص) شاد است
. آیینه ی حق نمای ایزد آمد
روشنگر بزم حی سرمد آمد
در عرش برین فرشتگان می گویند:
میلاد حسن، سبط محمد آمد
خدایا! بحق مولود ماه آمرزش، از تمام گناهان ما بگذر/ آمین.
ای شیعه، زمان فخر و عزت آمد
چون یوسف اهل بیت عصمت آمد
او سبط محمد است و فرزند علی
یعنی که کریم آل عترت آمد
نوری ز حریم مرتضی آمده است
با حلم و وقار مصطفی آمده است
فرمان اجابت دعا در این ماه
از یمن قدوم مجتبی آمده است.
. ماه مهمانی خدا، میلاد کریم اهل بیت(ع)، و لحظه ناب افطار = اجابت دعا به توان سه
شادی عیدانه تان افزایشی، و التماس دعا سفارشی!
ماه رحمت، سفره اش گسترده شد
زنده از فیضش جهان مرده شد
آسمان پر گشته از شادی و شور
آمده از لطف حق میلاد نور
*ولادت باسعادت ماه تابان ماه خدا، امام حسن مجتبی مبارک*
امشب علی و فاطمه لبخند میزنند
پیوسته بوسه بر رخ فرزند می زنند
این سبط مصطفی است به دامان دخترش
این زاده علی است فرا دست همسرش
این روح فاطمه است که بگرفته در برش
این طفل مجتبی است در آغوش مادرش
این حاصل تلاقی دو بهر رحمت است
در یم ولایت و دریای عصمت است
خـتــر خـتــم رســولان پـــســـری آورده اســـت
کـه جـمـالـش حـسـن و نـام نـکـویش حسن است
ســروی آزاد عــیـــان گـشـتـه کــه از خـرمیـش
جـلـوه ی بـاغ بـهـشـت است و صفای چمن است
شـهــر یـثـرب شـده فـرخـنـده ز مـیــلاد حــســن
وز تـجـلـی رخ او بـر مـه و خور طعنه زن است
تـهـنــیـت گــوی مــلائــک بــزمــیــن آمـــده انـد
که فضا خوش نفس از مشگ و عبیر ختن است
شـیــعــیــان شــاد و فـرحـنـاک ز مـولـود حسن
شادمان خاطـر سرگشته ی هر مرد و زن است
صـبــر ایــوب فــرامـوش شــد از خــاطــره هــا
دیـده ی خـلـق جـهـان خـیره به صبر حسن است
پـســر فــاطــمـه از مــهــر بــه یــاران نـظــری
دیـده هـا سـوی تـو ای دلـبـر شیرین سخن است
تـو «حـیاـتی» چه غـم از وحشت محشـر داری
کـه حـسـن روز جـزا دافـــع رنـج و مـحـن اسـت
گل های قلبم را نثارتان می کنم.
هر آنچه شادی دارم با گلدسته های شهرم
با نفس های گرم و مهربانِ مردمم
در این روز قشنگ به شما تقدیم می کنم
اگر روزی می شد. به ملاقات شما می آمدم
. اخلاص و کنیزی ام را با عطر و بوی مسلمانی و عطر معرفت شیعه بودنم
که مرهون بزرگواری و محبت باطنی شما به من است
در خاک بقیع مطهرتان نثار می کردم
. کاش می شد روزی آن حصار های دشمنی را از کنار مزارتان جمع می کردم
و به جای آن اشک های چشمانم را با هر چه در وجودم بود نثار خاک مقدس شما می کردم.
آن روز دیگر به جرم شیعه بودن کنار مقبرة شما با حسرت به مکان دفنتان نگاه نمی کردند
غربتتان در بقیع در جوار حرم مطهر حضرت محمد- صلی الله علیه و آله و سلم
و در کنار مقبره های سه امام بزرگواردیگر نمایانگر تنهایی شماست
و من سعی می کنم با تحصیل معرفت واقعی شما به خودم و عزیزانم جبران کنم