تاريخ: چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت: 19:05
ساعت ها در بازار قدم می زد...
آخرش هم دست خالی به منزل می آمد!
.
.
.
اما در هر صورت پیدا می کرد،
کفشی که صدای پاشنه اش را نامحرم نشنود...
...
ارسال نظر(0)
ساعت ها در بازار قدم می زد...
آخرش هم دست خالی به منزل می آمد!
.
.
.
اما در هر صورت پیدا می کرد،
کفشی که صدای پاشنه اش را نامحرم نشنود...
...