تاريخ: یکشنبه 25 آبان 1393 ساعت: 22:34
فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در جايي نهاد که گرم کند ولي نسوزاند .
پرسيدمش با بي قراري *** به غير از من كسي را دوست داري؟ *** ز چشمش اشك شد از شرم جاري *** ميان گريه هايش گفت آري
لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند...
هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت مي تپند
ارسال نظر(0)