تاريخ: یکشنبه 23 شهریور 1393 ساعت: 23:59
هههه...
بگم ب سلامتی؟
بسلامتی چی؟
سلامتیه روزگار که بااین سن کمم پیرم کرد؟
سلامتیه زندگی که هیچ جوره باهام راه نیومد؟
سلامتیه عشقم؟
که...
سلامتی خونوادم؟که همه مشکلاش...هیچی!
سلامتیه دل بزرگم که شکسته و هزار تیکه شده؟
سلامتیه چشمام که یکیش اشکه یکیش خون؟
سلامتیه دستم که بی نمکه؟
سلامتیه آدمای اطرافم ک هیچکدومشون ـــــــــــ ـ ـ ـ
سلامتیه چی؟
☆☆بذار بگم سلامتیه قبرم که با همه بدبختیم بالاخره یروز
تمام وجودمودرآغوش میکشه ایشالا ☆☆
ارسال نظر(0)